یکی یدونه عزیز خونه

بهترین روزای زندگیمون با تو بودن

          

 

                              

لطفا از صفحات جداگانه هم دیدن فرماییدچشمک

بدون عنوان

سلام پسرم سلام امیدم سلام همه کسم نمیدونم چی بگم چطور بگم از کجا بگم از کی بگم یا چجوری خودمو توجیه کنم که این همه وقت به وب سر نزدم امیدوارم هرکجا که هستی سرحال و خوشحال باشی پسرک نازم انقدر زود بزرگ شدی و اقا شدی ما رو سرگرم خودت کردی که وقت دیگه ای برای کارای دیگه ندارم اخ نمکدون من قربونت برم خیلی خیلی  با نمکی خیلی الان زیاد وقت ندارم از شیرین کاریات و شیرین زبونیات بگم فقط خواستم یکی از اتفاقای بزرگ و مهمی وعالی که داره کتو زندگی 3 نفره ما رخ میدره و ثبت کنم پسر گلم جمع 3 نفره ما امروز 4نفره میشه اره خوشگلم امروز روز تولد داداشیه انقد. لحظات قشنگی رو برامون ساختی که حیفم او...
7 بهمن 1394

قدم34

بفرما  عسیسم سلام شاهزاده مامانی امیدوارم تو هر سن و هرکجا ک این نوشته های مامان رو میخونی سالم و سرحال و سرزنده موفق باشی خلاصه ارزو دارم تمام خوشی های دنیا نصیبت بشه چون لیاقتشو داری خیلی خیلی عذر خواهم ک انقدر دیر به وبلاگت سر زدم هم اینکه سرم یه مقداری شلوغ بود هم حوصله کامپیوترو نداشتم بگذریم از خودت بگم ک روز ب روز شیرین تر و نمکی تر میشی  ماشالله هزار ماشالله دیگه الان مردی شدی برا خودت اولین مروارید سفید و قشنگت رو 29 تیر حس کردم داشتم بهت اب میدادم دقت کردم دیدم صدا میاد لثه هاتو لمس کردم متوجه شدم لثه پاییینی نازک تر هنو دیده نمیشد ...
24 بهمن 1393

ما برگشتیم

سلام دوست جونیا سلام عزیزای دلم ممنون از این همه لطفی که بهم داشتین و فراموشمون نکردین امیدوارم بتونم جبران کنم این چند وقت انقد سرم شلوغه حتی 5دقیقه وقت نکردم پای کامپیوتر بشینم و نظراتتون رو تایید کنم البته بیشتر تابستونو خونه نبودیم ماشالله گل پسرم انقدر بازیگوش شده که نمیزاره به هیچ کاری برسم ولی در اولین فرصت جدیدترین عکسای این گل پسر رو براتون میزارم راستی همه کار واسه رهایی از موشها انجام دادم هیچ کدوم به نتیجه نرسید و اسباب کشی کردیم ممنون از راهنمایی هایی که کردین دوستون دارم و بابت نظراتتون متشکرم  یه بوس گنده برا همتون ...
15 مهر 1393

درد ودل

سلام دوستای عزیز ممنونم از حمایتتون راستش از اخرین پستی که گذاشتم تا امروز دی نتونستم برا نت پسر گلم وقت بزارم تا سه روز پیش که مسافرت بودیم بعدشم که برگشتم دیدم موش اومده خونم وای انقد ناراحن و خسته ام  که حد نداره حالا در به در دنبال خونم که جابجا شم واسم دعا کنید حالا از پسر گلم بگم که تمومه زندگیمه روزا خیلی زود میگذره امیر علی گلم خیلی زود بزرگ شدی هم خوبه هم بد یه سری کارای بامزه ای که انجام میدادی گذشت و نتونستم لذت کافی رو ببرم متاسفانه این چند وقت سرم شلوغ بود و خوبه بابت اینکه کم کم داری رو پاهای خودت وایمیستی و پیشرفتای دیگه و بامزگیهای جدید و.... قربونش بره مامانش بگذریم وقت...
23 تير 1393

بدون عنوان

سلام پسر قشنگم همونطور که بهت گفتم امشب پرواز داریم یعنی دی انتظار به سر رسید خیلی دلم واسه خانوادم تنگ شده خیلی اینم از عکسایی که قولشو داده بودم گفتم قبل رفتنمون حتما بزارم بفرمایید تو گلم   اینا بدترین دونه هایی بود که زدی قربونت ولی چون شما خیلی قوی بودی زودی خوب شدی از وقتی وارد 7ماهگی شدی این حرکت انجام می دادی تا 8ماهگی من و بابایی هم فقط منتظر بودیم این کارو بکنی ما بخندیم خیلی این حرکتتو دوست داشتم مدرسه بابایی پارک سر پوشیده مشهد (ترمینال) عزیزکم وقت نمیکنم از عکسا برات تعریف کنم  کلی کار دارم بوس بوس تا بعد بابای ...
8 خرداد 1393

قدم 33

      بفرما وب خودتونه تعارف نکن بفرمایید تو سلام عزیز دل مامان انشالله همیشه شادو خرم و سلامت باشی عزیزم بهتر از این نمیشد ابله گرفتی و بدون هیچ سختی گذروندیش روهم رفته دونه هایی که بدنت زد ده تا هم نشد اصلا هم بهونه گیری نکردی طی چهار روز هم پاک پاک شدی قربونت برم بعدشم که روز مرد بود و یه جشن کوچولو واسه شما و بابایی گرفتیم هدیه های شماهم اینا بود: 70تومن مامانی من داد 30تومن مامانی بابا من وبابایی هم هرکدوم یه دست لباس برات خریدیم که سر فرصت عکساشو برات میزارم یه خبر دیگه که صد در صد خبر خوبی ولی یه خورده زود اتفاق افتاد به دنیا اومدن بچه های دایی ...
5 خرداد 1393

قدم32

    بفرما ادامه مطلب سلام عزیز دل مامانی قربونت برم ببخشید که انقدر دیر به دیر میام و وبت و به روز میکنم خیلی بازیگوشی اصلا وقت سر خاروندن ندارم چه برسه به اینک بشینم پای کامپیوتر این دفعه با خبرای خوبی نیومدم چند روزی میشه اصلا حالت خوب نیس شنبه هفته پیش بچه همسایه خیلی با شما بازی کرد تا که شب همون روز همه بدنش تاول زد فهمیدیم که ابله مرغون داره از همون موقع بود که غصه هام شروع شد چرا نداره که مامان جون این یعنی اینکه تموم اون هفته پیش که شما وحسین باهم در ارتباط بودین اون ناقل بیماری بوده و این یعنی اینکه من باید منتظر ابله مرغون شما می بودم درسته که میگن هرچی کوچکتر باشی بهتر ولی .ا...
20 ارديبهشت 1393

قدم 31

اینم از عکسای 13 که قولش داده بودم به دوستان ماشالله هزار ماشالله پسری انقدر بازیگوشه که اجازه هیچ کاری رو بهم نمیده از همه ی دوستای عزیز که لطفشون  شامل حالمون اول تشکر میکنم دوما عذر خواهی که بخاطر وروجکم نه رسیدم سری بهشون بزنم نه تونستم جواب کامنتاشون رو بدم انشالله جبران میکنم دوستای خوبم واز همتون سپاسگذارم شاهزاده مامانی از خواب بیدار شد تا فرصت بعد شما رو به خدا میسپارم بابای ...
3 ارديبهشت 1393

با هم بخندیم

ﻣﺎﻫﯽ ﮐﻪﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪی ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐن : فروﺭﺩﯾﻦ = ﻣﻦ ﻟﯿﺲ ﺯﺩم ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ = ﻣﻦ ﻓﺸﺮﺩﻡ ﺧﺮﺩﺍﺩ = ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ تیر = ﻣﻦ ﺻﯿﻐﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺮﺩﺍﺩ = ﻣﻦ ﺑﻮﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ = ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﻬﺮ = من خاروندم یک ﺁﺑﺎﻥ = ﻣﻦ بغل کردم ﺁﺫﺭ = ﻣﻦ ﺳﻮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯼ = ﻣﻦ ﺗﺮﮐﻮﻧﺪم ﺑﻬﻤﻦ = ﻣﻦ راضی کردم ﺍﺳﻔﻨﺪ = ﻣﻦ ﺯﺩﻡ  روز به دنیا اومدنت رو انتخاب کن : 1. یک شیلنگ رو 2. یک بز رو 3. همسایه مون رو 4. یک مسافر رو 5. معلم جغرافیام رو 6. یک تسبیح رو 7. ادکلنم رو 8. یک میل گردان رو 9. پوشک بچه ی حسن آقا رو 10. یک بیخانمان رو 11. یک هویج رو 12. یک...
31 فروردين 1393